یک قلم

سوختم، خاکسترم را باد برد ...
یک قلمشرح وبلاگ سوختم، خاکسترم را باد برد ...
یک قلم

تمام مشکل بشر این است که فکر می کند ظهور یکی از راههای نجــــاتش است؛ حال آنکه ظهور تنها راه نجــات است...

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

۳۶ مطلب با موضوع «قلم» ثبت شده است

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۴۱
عرفان

دلت که گرفته باشد ...
شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند ...
شلوغ ترین مکانها، تنهاییت را به رخت میکشند ...
شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست ...
دلت که گرفته باشد، نقض میشود همه قانونها ...
دلت که گرفته باشد، فقط یک چیز آرامت میکند...
که باید باشد تا آرام شوی، آرامم کن پرودگار عزیز من...

پی نوشت: عکس بلاتشبیه است، من کجا و این ها کجا...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۲ ، ۱۰:۵۲
عرفان

آدم باید با خودش رو راست باشه!

باید سبک سنگین کنه ببین چیکار کرده و چکار نکرده...

به قولی آدم خودش رو که نمیتونه گول بزنه!

فکر میکنه دیگران رو گول زده اما اشتباه میکنه

نه نمیشه...

جمعست و باز پرونده ها دست آقا، باز من و همون گناهان همیشگی، باز منو دلشکستن های پیاپی

تو ببخش، تو که خوبترین خوبترینی!

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۲ ، ۰۳:۲۷
عرفان

بر جلوه و اجلال محمد صلوات          بر چهره و تمثال محمد صلوات

دیدند چـو رخسار علی اکبر را         گفتند که بــر آل محمد صلوات

 

میلاد آقا علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۲ ، ۰۱:۰۶
عرفان

 یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه
یه دوست واقـــعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.
یه دوست واقـــعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه
یه دوست واقـــعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره
یه دوست واقـــعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی
یه دوست واقـــعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
یه دوست واقـــعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه
یه دوست واقـــعی بهت بعد از یه دعوا هم زنگ میزنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.
یه دوست واقـــعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

یه دوست معمولی از درونت بی خبره
یه دوست واقـــعی سعی میکنه درونتو بفهمه

یه دوست معمولی فقط یه آدم معمولیه

یه دوست واقـــعی هر چقدر هم که معمولی باشه خاص ترینه برات

یه دوست معمولی ....

یه دوست واقـــعی ....

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۲ ، ۱۴:۰۴
عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا عمتی العزیزه
آجرک الله یا بقیة الله

امشب به سبک کرب و بلا گریه می کنیم
همراه سیِّد الشُّهداء گریه می کنیم

صاحب زمان گرفته عزا گریه می کنیم
از داغ روح صبر و وفا گریه می کنیم

مثل تمامی علما گریه می کنیم
آقا ببین که با رفقا گریه می کنیم

وفات حضرت زینب(س) را خدمت آقا امام زمان(عج)، شیعیان و مسلمان جهان تسلیت عرض می نماییم.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۲ ، ۰۵:۳۲
عرفان
۲۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۱۴
عرفان

این جمعه هم گذشت و او نیامد...

این جمعه هم گذشت و من همانم که بودم...

این جمعه هم گذشت و باز همان غوغای همیشگی دل...

این جمعه هم گذشت و باز هم غم شکستن دلی که نباید میشکست...

این جمعه هم گذشت، بقیه جمعه ها هم خواهد گذشت اما براستی آیا این گذر، سودی هم خواهد داشت؟!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۲۵
عرفان

ای شمع بـزم دین، یا باقرالعلوم

وی آیـــت مبیـــن، یا باقرالعلوم

ای سرور امم، وی پنجمین امام

معصــوم هفتمین، یا باقرالعلوم

ای مهر دل فروز، در آسمان علم

وی یار مه جـبـیـن، یا باقرالعلوم

ای حجت خـــدا، ما را شفیع شو

در روز واپســـــین، یا باقرالعلوم

ای آفتاب علـــم، آئینـــه‌ی کمال

چشم و چراغ دین، یا باقرالعلوم

محسن حافظی

اینم عیدی از طرف من:

امام محمد باقر (علیه‌السلام) فرمودند:

همانا این زبان، کلید هر نیک و بد و خیر و شر است، پس سزاوار است که مۆمن، بر زبان خویش مُهر بزند،همان‌گونه که بر طلا و نقره‌اش لاک و مُهر می‌زند. (تحف العقول، ص 298)

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۲۴
عرفان

 این روزها  "سخت" میگذرد، اما میگذرد...

 این روزها  دلم "سخت" بهانه گیر شده، اما میگذرد...

 این روزها  "هوایم" "سخت" ابریست، بارانیست، اما میگذرد...

 این روزها  "نفس" کم آورده ام، نفسی در "هوایم" نمانده، سخت تنفس میکنم، اما میگذرد...

 این روزها  "آدم" بودن سخت است و "حوا" ماندن سخت تر

 این روزها  دل کندن از "دل" هنر میخواهد نه بیستون کندن فرهاد!

 این روزها  میگذرد... نفس که تمام شد، تپش هم تمام خواهد شد!

 این روزها   میگذرد... اما عمرمن به گذر آن کفاف نخواهد داد...
۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۹:۵۵
عرفان